خرید بک لینک

دیروز کنار دخترخاله چهارسالم نشسته بودم اونم داشت تخمه میشکوند،دستمو دراز کردم از تو بشقابشتخمه بردارم ...دخترخالم زودتر از من بشقاب تخمه رو برداشت و گذاشت اونورش .ی دونه از تو بشقاب تخمه برداشت گرفت سمتم و گفت:بیا اینو بخور ،بقیشوم همین مزه رومیده...

خالم جلومو نگرفته بود سرمو کوبیده بودم ب دیوار...ب حال خودم افسوس میخورم من همسن اینا بودم با تخمه آب نمیخوردم تا نکنه تو بدنم جوونه بزنه.

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

یکی از دخترای فامیل دعوتم کرده ب گروهشون تو تلگرام ....

اسم گروهشون<<حرف بزنی .حذف ،بخندی.حذف>>....

بعد ی مدت پی ام دادم تو گروه:پس الان چیکار کنیم؟؟؟؟

ب صانیه نکشید بیرونم انداخت... اس ام اس دادم بهش :چرا حذفم کردی؟؟؟؟؟؟؟/

جواب داده:چون حرف زدی؟؟؟؟

اس دادم پس چرا این گروهو ساختی؟؟؟!!!!

ج داده:ساختم این گروهو واسه سکوت و آرامش

مناخم

سهراب قایقت جا داره منم ببر...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

اگه تلگرام ی شبکه اجتماعی ایرانی بود ملت اعتراض میکردن ک مختلطش کنید...حالا ک مختلطه پسرا گروه زدن<<دختر نیاد >>

دخترا گروه زدن<<ورود آقایان ممنوع>>

واقعا فاز این ملت چیه؟؟؟؟!!!

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

عاقا دیروز رفتیم خونه داییم اینا،دختر داییم ک هفت سالشه با ورجه وورجه اومده جلو روم وایساده...

ی ورقه نقاشی شده گرفته جلو روم ...

بوسم کرده و با شوق و ذوق ورقه رو داده دستم و میگه:امیر نیگاکن این منم ،این تویی،اینم بچه های من و توان...متعجب

از دیروز هرچقد اصرار میکنم منو ببرن تیمارستان بستری کنن،زیر بار نمیرن ...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

جمله<>،یعنی چی؟؟؟؟

واقعا متوجه نشدین ...ن واقعا؟؟؟/

این جمله ی ضرب المصل انگلیسیه ک میگه<<کار ،عار نیس>>...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

انصافا دیگ ب گربه هاتون سوسیس کالباس ندین...

.

.

.

.

شما خوشتون میاد یکی بهتون گوشت انسلن بده ...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

همسایه بغلی غضنفر اینا اومده ب غضنفر میگه:

-سگتون پای پسر منو گاز گرفته..

غضنفر:

-اولا ک سگ ما گاز نمیگیره .

-دوما سگ ما همیشه بستس.

-سوما ما اصن سگ نداریم.

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

دیروز رفتم داروخونه بقیه پول داروهارو بهم چسب زخم داده ...منم زدم دک و پوزشو آوردم پایین تا دیگه از این پیش بینی ها واسم نکنه...الان هروقت میرم اونجا بقیه پولمو واسم قرص اعصاب میده...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

ترسیدن از سوسک بهانه بود ،او بغل میخواست ...منم جسور زودتر از اون دررفتم ...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

هفته پیش رفتم خون بدم کار خیر بکنم،هنوز س قطره خون نداده بیهوش شدم ،ی کیسه خون بهم دادن...

لامصبا تا دیدن ب هوش اومدم نذاشتن پلک اولو بزنم با لگد پرتم کردن بیرون...عایا جواب نیکی جز نیکی س؟؟

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

عزیزم جدایی ما جدایی نادر از سیمین نیس ک بهمپن اسکار بدن،ب ما دسته بیلم نمیدن...

منم سامی بیگی نیسم بگم ،هیچی نمیفهمم فقط میخوام تو باشی...

من طوری میزنمت ک از وسط تاشی ، ب موزاییک بگی کاشی...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

دوس دخترم زنگ زده ،میپرسه:چیکار میکنی؟؟

بهش میگم:دارم دوسیب میکشم...

برگشته میگه:تا حا لا رو نکرده بودی نقاشی هم بلدی ای کلک ...

برم بگیرمش تا چشم و گوشش باز نشده...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

دیروز سر جلسه امتحان دو ساعت بود داشتم ب دختر بغل دستیم نحوه تغلب کردنو یاد میدادم ...حرفام ک تموم شد ب دو دیقه نرسید ک از جاش بلند شد و از تو کیفش ورقه ها رو درآورد و پخششون کرد...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

اگه کسی ک دوسش داشتین رفت سراغ یکی دیگه اصلا ناراحت نباشید...

.

.

.

چون شما هیچ وقت نمیتونید ی میمون رو متقاعد کنین ک عسل شیرین تر از موزه

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

وقتی ی دختر عکس خودش رو نمیزاره رو پروفایلش یا حیا داره،یا دوس پسرش نمیزاره ،یا مامان باباش اجازه نمیدن...

.

.

.

.

اما وقتی ی پسر عکس خودش رو رو پروفایلش نمیزاره صد در صد زشته ...با من بحص نکن همین ک گفتم...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

تو خونه میگم گشنمه... مامانم میگه:هم تخم مرغ هس هم روغن ،هرچی میخوای باهاشون برو واس خودت درست کن. .

ب نظرتون من با این تنوع مواد چی درست کنم خودم ک گیج شدم...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

رفتم خونه میبینم شام نداریم،ب مامانم میگم چرا شام نداریم؟؟؟؟

میگه:اگه ناراحتی از خانواده Leftبده...

بابام میگه:بیگ لایک

داداشم :با اجازه کپی ..

قیافه من اونموقعمتعجب

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

این مهمونایی ک بهشون تعارف میکنی میگی چایی بیارم ،بهت میگن دستت درد نکنه ...

اینا فازشون چیه ؟؟بالاخره چایی میخورن نمیخورن؟؟؟؟!!!!

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

تو اتاقم خوابیده بودم بابام طوری با حرص وارد اتاق شد و بابام سرم داد کشید :ظهره هااااااااااااا..

انگار تقصیر منه ک ظهر شده..

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

چند روزه نمیتونم برم تو خودم...فک کنم فیلتر شدمآرام

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

گاو از اول شاخ نداشت که...

از وقتی دید آدما شیرشو با آب قاطی میکنن شاخ درآورد...

اصن ی وضیییییییه.

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

آیا میدانید کسانی ک در روز ۲۰دقیقه پیاده روی می کنند،از کسانی ک در روز پنج دقیقه پیاده روی میکنند،پانزده دقیقه بیشتر پیاده روی میکنند؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

طرف داشته برادرشو نصیحت میکرده،میگه:وقتی ازدواج کردی مصل من اقتدار داشته باش.. مصلا همین دیروز ب زنم گفتم باید ساعت یازده آبو گرم کنه،اونم ساعت یازده آبو گرم کرد ... برادرش میپرسه:ساعت یازده آب گرم میخواستی چیکار؟؟؟؟!!!! میگه:آخه پوستم حساسه ،نمیتونم با آب سرد ظرف بشورم... اصن ی وضییییه

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

قبلأ ب گربه پخ میکردی سه متر رو هوا بود...

الان صاف تو چشمات نگاه میکنه ،آروم از کنارت رد میشه...

همین مونده ک سرشو ب نشانه تأسف تکون بده

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

پسره ۲۰تا مخاطب خاص داره،۳۰تا مخاطب ویژه ...

اونوقت هنو دنبال نیمه گمشدشه.

آخه بیشعور!

نیمه گمشده خودت ب جهنم !تو نیمه گمشده بقیه رو هم احتکار کردی آخه.. .. . . . ...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

تو پارک رو نیمکت نشستم روزنامه هم دستمه...

یارو اومده میگه ،روزنامه میخونی؟؟

میگم پ ن پ سبزی خریدم نمیدونم لای کدوم صفحش گذاشتم...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

یه بار از دبیر ریاضی پرسیدم:واسه چی ریاضی میخونیم؟؟؟

گفت:واسه نجات دادن جون آدما...

گفتم :یعنی چ جوری؟؟؟!

گفت:ما ریاضی میخونیم تا منگل هایی مصل تو نرن دانشکده پزشکی!!!!! :|

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

امسال خیلی جدی تصمیم گرفتم ازدواج کنم!!!!!

.

.

.کل فامیل دارن واسم دنبال دختر میگردن ک نرم دختر خودشونو بگیرم بدبخت کنم ...

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

امروز یکی گفت مامان بزرگم داره از آمریکا میاد...

.

.

.

.انصافا من فکر میکردم مامان بزرگا فقط از مکه میان

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

امروز رفته بودم سینما...

فیلم اکشن بود...

دو نفر خفن قشنگ داشتن تو آشپزخونه همدیگرو میزدن..

یکی با قمه ،یکی با اره برقی...

اونوقت عکس العمل دختر ردیف جلویی:

وای چ کابینت های خوشگلی...اخم

برچسب: نویسنده: یونا حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 20:22

صفحه بندی